خوف و رجاء

دلواپسی دائمی ؛  یکی از صفات برجسته مومنان از روز جزاست .
دلواپسی همراه با امید به رحمت خداوند متعال .
دلواپسی از سرانجام پس از مرگ و امید به بخشش خداوند عالمیان .

 

دلواپسی از ورود ناگهانی در جرگه ارواح و عالم برزخ .

دلواپسی از سکرات مرگ .

دلواپسی از شرم حاصل از گناهانی که مرتکب شده است و خود بهترین گواه است .

دلواپسی عدم قابلیت شفاعت خویش توسط بندگان خالص خداوند .

دلواپسی از ورود به دوزخ ؛ که همه انسانها در قیامت ابتدا به دوزخ میروند و بر حسب  شایستگی احتمالی به سه گروه اصلی

السابقون ؛ اصحاب یمین ؛ و اصحاب شمال تعیین رتبه می شوند . و وای بر حال اصحاب شمال !!!!

آنان که نه تنها اهل انجام فرائض نیستند که در کارهای منکر زیاده روی کرده و از همه بدتر " المکذبین الضالین "

تکذیب کنندگان خداوند و آخرت و روز جزا و چسبندگان به زیور دنیا و آنان که " الضالین " (لا مذهبان)  هستند .

 

خداوند رحمان و رحیم که نسبت به تمامی بندگانش چه خوب و چه بد ؛ رحمان ؛ و نسبت به مومنان رحیم است ؛ مومنان را

که لا اقل از طبقات پائین اصحاب یمین نیز باشند ؛ یعنی ایمان دارند و فرائض را به جای می آورند

ولی در زندگی مرتکب خطاهائی شده اند و ترسان و نگران از عاقبت پس از مرگ هستند ؛ دلداری داده است .


 

به همین سبب فرموده است :

" ان الذین هم من خشیة ربهم مشفقون . والذین یوتون ما آتوا و قلوبهم وجلة انهم الی ربهم راجعون " آیات 57 و60 سوره مبارکه مومنون .

ترجمه : به راستی آنان که از بیم پروردگارشان ترسانند . و آنان که آنجه (ازمال و جان می دهند) در حالی که دلهایشان ترسان است  (آنان از مومنانند) .

 

این صفت در مناجات  شبانه حضرت علی (ع) و مناجات معروف اوست که در فرازی از نیایش عرض می کند :

الهی لئن عذ بتنی الف حجة فحبل رجائی منک لا یتقطع ،

الهی اگر مرا هزار سال عذاب کنی باز رشته ی امیدم از رحمت تو قطع نخواهد شد .

الهی اذقنی عفوک یوم لا بنون و لا مال هنا لک ینفع .

الهی شیرینی عفوت را روزی به من بچشان که فرزندان و مال را در آن روز سودی نخواهد بود .

 

مومن واقعی کسی است که هر عمل نیکی که از مال و جان در راه خوشنودی خداوند انجام میدهد باز از عدالت مطلق خداوند

؛ ترسان باشد که :

" ذرة المثقال شرا یره . و ذرة المثقال خیرا یره "

 

ما همه فرزندان آدمیم و آدم با اولین نافرمانی خداوند ؛  فرزندانش را جایز الخطا نمود .

پس مومن برحسب مقامی که در دنیا دارد انجام مسئولیت هائی متفاوت ممکن است او را در مسیر خطا اندازد و خود متوجه آن

نباشد .

لذا امامان و پیشوایان؛  بزرگترین گناهانشان کوچکترین گناهان مردمان عادی است .

حضرت علی (ع) در فرازهائی از خطابه ای در حضور عثمان ؛  می فرماید :

(ای عثمان) بدان که فاضلترین بندگان خدا نزد او امامی است دادگر ؛ هدایت شده و راهبر ؛ که سنتی را که شناخته است بر

پا دارد ، و بدعتی را که نا شناخته است بمیراند .

و بدترین مردم نزد خدا امامی است ستمگر ؛ خود گمراه و موجب گمراهی کسی دیگر ؛ که سنت پذیرفته را بمیراند ؛ و بدعت

واگذارده را را زنده گرداند .

من از رسول خدا (ص) شنیدم که گفت " روز رستاخیز امام ستمگر را بیاورند ؛ و او را نه یاری بود ؛ نه کسی که از سوی او

پوزش خواهد ؛ پس او را در دوزخ افکنند ؛ و در آن چنان گردد که سنگ آسیا گردد ؛ سپس اورا در ته دوزخ استوار ببندند " .

(فرازی از خطبه 164 نهج البلاغه ترجمه مرحوم دکترسید جعفر شهیدی- ره-  )

آری و بدین سبب بود که امام علی (ع) در حکومت کوتاهش دائما نگران ظلم ظالمان و فقر بیچارگان بود وفرمود :

الذلیل عندی عزیز و القوی عندی ضعیف

بینوایان ( خوار) نزد من عزیزند و نیرومندان ( ستمگر) نزد من ضعیفند

به شدت از مسئولیتی که بر عهده داشت می ترسید . و یک شب خواب آسوده نداشت که اکنون در سراسر کشور وسیع

اسلام هزاران نفر با شکمی گرسنه  سر بربالین مندرس خود گذاشته اند . شبهای علی (ع) بعد از فریضه ی نماز مغرب کوله

باری از آذوقه برای توزیع بین مستمندان و سپس نیایشهای عاجزانه ی او با خالق خویش بود .

و لباسها و پاپوشش را وصله میکرد تا همدرد فقرا باشد .

 

کدام فرمانروائی قبل و بعد از او این چنین بوده است ؟

 

آری ؛  هرکس بیشترین سر پرستی را بر مردم دارد ؛  مسئولیتش سنگین تر است و این همان حق الناسی است که به علت

عدالت مطلق خداوند ؛ آمرزش گناهانش در باره ی آن مردم به آسانی میسر نیست مگر آن که خداوند بر او رحم کند و همه ی

آن مردمان را از او راضی فرماید . که این خود امری بعید است زیرا عدل مطلق را جائی برای گذشت و اغماض در باره ی حق

الناس نمی باشد .

و لله ما فی السماوات و ما فی الارض یغفر من یشاء و یعذب من یشاء و الله غفور رحیم.

(آیه 129 سوره مبارکه آل عمران)

وهر آنچه در آسمانها و زمین است به الله (جل جلاله) تعلق دارد ؛ هرکه را مشیتش اقتضاء کند می آمرزد و هرکه را خواهد عذاب می کند و الله (سبحانه و تعالی) بسی آمرزنده ی مهربان است .

 

خداوند تبارک و تعالی در باره ی ظلمی که مردم فقط نسبت به شخص خود روا داشته اند و در باره ی آنچه حق خود اوست می فرماید :

 

قل یا عبادی الذین اسرفواعلی انفسهم ؛

لا تقنطوا من رحمة الله ؛

ان الله یغفر الذنوب جمیعا ؛

انه هو الغفور الرحیم .

و انیبوا الی ربکم و اسلموا له من قبل ان یاتیکم العذاب ثم لا تنصرون .

( آیات 53 و 54 سوره مبارکه الزمر )

 

(ای پیامبر) بگو ؛ ای بندگان من که بر خویشتن (در ستم و گناه)  زیاده روی روا داشته اید ! از رحمت الله (جل جلاله) مایوس نشوید . زیرا که الله (سبحانه و تعالی) همه ی گناهان (بر خودتان بشرط توبه) را می آمرزد . و ( بنابراین) پیش از آنکه عذاب (مرگ و قیامت) بر شما رسد ؛ و دیگر (از سوی کسی) یاری نشوید به سوی پروردگارتان باز گردید (و توبه کنید) و تسلیم (فرامین) او شوید .

خداوند متعال در مورد ستمی که هرکس به علت نادانی بر خود مرتکب شده و تاثیر آن ستم  فقط شامل حال خود گناهکار بوده

و ضرری را متوجه دیگران نکرده باشد و گناهکار قبل از فرارسیدن مرگ توبه کرده است جمیع آن گناهان را ( در مورد کسانی

که بخواهد ) و مربوط به حق خداوند است می بخشد ولی اگر ستمی موجب اثرات مضر به حال مادر ؛ پدر ؛ همسر ؛ فرزندان؛

برادران؛ خواهران؛  بستگان ؛ همسایگان ؛ زیر دستان اجیر خود ؛ کارمندان و کارگران تحت سرپرستی خویش و از همه بدتر در

حق جمیع ملت و بشریت و دیگران داشته حق الناس است و متضررین باید او را ببخشند .

به ویژه کسانی که کارهای مردم به دست آنها باید حل و فصل شود . از پائین ترین شغل تا سطوح بسیار بالای مسئولیت و

ریاست و مدیریت  .

 

و به همین سبب پیامبران و امامان که بار مسئولیت امامت بر دیگران را بر عهده داشته اند ؛ نگران لغزشهای بس کوچک بوده

اند که ممکن است تاثیر در کل جامعه موجبات افساد عام را فراهم آورد ه باشد و آنان چون انسانند فراموش کرده باشند  و

مقام معصومیت را ذائل ساخته باشند .

 

البته ؛ با مطالعه در سیره پیامبران و امامان دوازدگانه ی ما هرگز لغزشی گزارش نشده است ؛ مگر از سوی دشمنان تشیع

علوی ؛  کینه توزانی که هنوز پس از گذشت 1400 و اندی سال نسل اندر نسل آنان بر افکار پوسیده و کینه توزانه ی اجداد

خود باقی اند .

 

در سوره مبارکه صافات آیات 39 تا 49 که وضعیت بهشتیان را توصیف می فرماید :

مثالی است که خداوند ؛ نمونه صفت مومن را  که دربهشت است و از بندگان مخلص اوست  می فرماید :

ابتداء وضعیت بهشتیان را توصیف فرموده :

 

(وما تجزون الا ما کنتم تعملون . الا عباد الله المخلصین . اولئک لهم رزق معلوم . فواکه و هم مکرمون . فی جنات النعیم . علی سرر متقابلین . یطاف علیهم بکاس من معین . بیضاء لذة للشاربین . لا فیها غول و لاهم عنها ینزفون . و عندهم قاصرات الطرف عین . کانهن بیض مکنون . فاقبل بعضهم علی بعض یتسائلون .  ) ( آیات توصیفی بندگان مخلص اهل بهشت )


ترجمه : و جز در باره ی آنچه می کردید کیفر نمی شوید . مگر بندگان خالص شده ی الله (سبحانه و تعالی ) . که آنها رزقی معین دارند . ( انواع ) میوه های بهشتی ؛ و آنها گرامی داشته شدگانند . در باغهائی پر نعمت .

(نشسته) بر تخت هائی روبروی هم .

جامی از شراب طهور بر آنان می گردانند . شرابی سپید و روشن که برای نوشندگان لذت بخش است . نه در آن تباهی ( عقل ) است و نه از آن مست ( لایعقل ) شوند .و در کنارشان دلبرانی خما رچشم هستند که ( به همسران خود ) چشم دارند . ( سیمین تن ) گوئی تخم ماکیانند که در پوششی نهاده اند .

 

سپس ؛ در ادامه آیات بالا ؛ آیات مثالی ذیل است که خداوند ؛ نمونه صفت مومن را  که دربهشت و از بندگان مخلص اوست  در آیات 50 تا 61 همان سوره  می فرماید :

 

قال قائل منهم انی کان لی قرین . یقول اء نک لمن المصدقین ؟

اءذا متنا و کنا ترابا و عضاما اءنا لمدینون ؟

قال هل انتم مطلعون ؟

فاطلع فرءاه فی سواء الجحیم .

قال تالله ان کدت لتردین .

و لولا نعمة ربی لکنت من المحضرین .

( از رفقای بهشتی خود سوال میکند ) افما نحن بمیتین ؟

الا موتتنا الاولی و مانحن بمعذبین ؟

ان هذا لهو الفوز العظیم .

 

 

ترجمه آیات 50 تا 61  : بندگان مخلص خداوند  ( در بهشت ) ؛ آنگاه روبه هم کرده و از هم پرس و جو میکنند . گوینده ای از میان آنان می گوید در دنیا رفیقی داشتم که به من می گفت : آیا واقعا تو هم از تصدیق کنندگان قیامتی ؟ آیا وقتی مردیم و خاک و استخوان شدیم ؛ واقعا زنده شده و مجازات می شویم ؟  (آن بنده مخلص از یاران بهشتی خود) می پرسد آیا شما از او اطلاعی دارید ؟

پس  به او نشان داده میشود که ( رفیقش ) در میان آتش است .

آنگاه به او می گوید سوگند به الله (جل جلاله) چیزی نمانده بود که تو مرا به هلاکت اندازی . و اگر رحمت پروردگارم نبود (فریب تورا خورده ) و اکنون من نیز از احضار شوندگان ( در آتش )  بودم .

حال جالب اینجاست که از دوست بهشتی خود با نگرانی می پرسد :

آیا ما را دیگر مرگی نیست ؟ جز همان مرگ نخستینمان ؟ و ما عذاب نخواهیم شد ؟ به راستی که این همان فوز عظیم است ( که پروردگارمان وعده داده بود !!) .

لمثل هذا فلیعمل العاملون .

اهل عمل (صالح) باید این چنین عمل کنند .

 

می بینیم ؟ بنده ای است از بندگان مخلص (  با تلفظ "ر" مفتوح ) واز گروه "  السابقون " و در بهشت است اما هنوز نگران است ؛ اینجاست که می فهمیم راز و نیازهای مولایمان علی (ع) را که با  گریه و تضرع از خداوند طلب آمرزش می کرد ؛ آن هم  ؛ کسی که :

 

1 – برای مادرش حضرت فاطمه بنت اسد (سلام الله علیها ) که به علی (ع) حامله بود ؛ در هنگام طواف  کعبه ؛

درد زایمان براو آشکار شد ؛  و از خداوند یاری طلبید و به امر پروردگار دیوار خانه ی مقدس کعبه شکافته

شد واو و  فرزند در بطنش را درآغوش کعبه قرار داد  .

2 - تنها انسانی بود که در خانه ی مقدس کعبه زاده شده است .

3 - اولین کسی بود از مردان که به پیامبری حضرت محمد (صلی الله علیه و آله ) ایمان آورد .

( بدخواهان میگویند او ده ساله بوده که اسلام آورده زیرا تحت قیمومت پیامبر بوده است ولی نمی فهمند و غافلند  که او زاده

شده در کعبه است و از کودکی نابغه دهربود و بیش از شیوخ عرب جاهلی و دانایان قوم یهود ؛ دانا و توانمند بود و فقط پیامبر

(ص) این را میدانست . )

4 - پیامبر (ص) اورا برادر و وصی خود قرار داده بود . به مثابه حضرت هارون نسبت به  حضرت موسی (علیهم

السلام ) .

5 - شوهر بهترین زنان عالم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) بود .

6 - پدر سروران جوانان اهل بهشت حضرات امام حسن و امام حسین ( علیهم السلام )  بود .

7 - تنها شخصی بود که در هجرت مخفیانه ی پیامبر (ص)  ، جان بر کف در لباس  پیامبر در اطاق پیامبرماند  تا

خیال مشرکان را از وجود پیامبر (ص) در اطاق او؛  آسوده کند تا پیامبر و ابوبکراز مدینه دور شوند .

و شب هنگام در بستر محمد (ص) خوابید تا به جای پیامبر(ص)  ترور شود .

8 - فداکاریها ؛ جانفشانیها و رشادتهای او در میادین نبرد با کفار و مشرکان زبانزد شیعیان  و برادران اهل سنت

است .

9 - حکومتش با عدالت و خشم بر ستمکاران و رافت و مهربانی با مستمندان و یتیمان در این کره خاکی تاکنون

همانندی نداشته است .

10 – باب العلم رسول الله (ص) و انسانی سرشار از فضیلت و اخلاق بود .

11 – تنها فرمانروائی که در طول تاریخ بشری در دادگاهی که یک یهودی شاکی او بود و از قاضی که برای خلیفه

ی زمان خود ؛  او را گرامی داشته بود ؛ اعتراض کرد که من  و این شاکی یهودی هردو انسانیم  و در مقام

قضاوت ؛ فرمانروا با یکان یکان رعایا برابرند .

12 – صبر و شکیبائی علی (ع) در مقابل حق کشی بعضی همرزمانش ؛ هارونی بود  در مقابل سامریهای زمان

خویش که برای حفظ اسلام خار در کام داشت  و ذوالفقار در نیام .

و........و.........و.....و.........و.........و.......و.....و......و......و........بینهایت .

13 – و عاقبت در محراب نماز ؛ به دست جاهلان و کوردلان دوران خویش به شهادت رسید و فرمود :

 

فزت و رب الکعبه .

به پروردگار کعبه سوگند که راحت شدم .

 

 

و در این جمله حزن انگیز چه رازهائی است از نامردی مردمان زمانه ی خویش .

 

14 - به عبارتی خلاصه ؛ اوبعد از پیامبر (ص)  تنها انسان

کاملی بود که تا کنون نظیرش به دنیا نیامده است .

لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

 

فرازی از نیایش اوست :

 

اللهم انی اسئلک الامان ؛  یوم لا ینفع مال و لا بنون ؛ الا من اتی الله بقلب سلیم .

و اسئلک الامان ؛یوم یعض الظالم علی یدیه ؛یقول یا لیتنی اتخذ ت مع الرسول سبیلا .

و اسئلک الامان ؛یوم یعرف المجرمون بسیماهم ؛ فیوءخذ بالنواصی و الاقدام .

و اسئلک الامان ؛ یوم لایجزی والد عن ولده ؛و لا مولود هو جازعن والده شیئا ؛

ان وعد الله حق .

و اسئلک الامان ؛یوم لا ینفع الظالمین معذرتهم ؛ و لهم اللعنة و لهم سوء الدار.

و اسئلک الامان ؛ یوم یفر المرء من اخیه و صاحبة و بنیه ؛ لکل امریء منهم

شاءن یغنیه .

و اسئلک الامان یود المجرم لو یفتدی من عذاب یومئذ ببنیه و صاحبة و اخیه و

فصیلته التی توءویه و من فی الارض جمیعا ثم ینجیه .

کلا انها نزاعة للشوی .

ترجمه : بارالها ؛ از تو امان میخواهم روزی را که مال و فرزندان سودی ندارند ؛ مگر کسی که  قلبی پاک ( و خالص ) را به نزد الله ( سبحانه و تعالی ) آورد .

و از تو امان می خواهم روزی را که ستمکار پشت دست را ( به دندان ) بگزد و گوید ای کاش راهی را با رسول

( تو ) اتخاذ می کردم .

و از تو امان می خواهم روزی را که گناهکاران به سیمایشان شناخته خواهند شد ؛ و ( آنان را ) به موی سر

و قدمهایشان ( پاهایشان )  می گیرند  ( و به سوی دوزخ می کشند ) .

و از تو امان می خواهم روزی را که نه پدری به جای فرزندش کیفر خواهد شد و نه فرزندی به جای پدر چیزی راجزا داده شود . زیرا وعده آلله ( سبحانه و تعالی ) حق است .

و از تو امان می خواهم روزی را که عذر خواهی ستمکاران سودی به حالشان ندارد . و برای آنها لعنت و جایگاه بد ( دوزخ ) است .

و از تو امان می خواهم روزی را که هیچ کسی را  ذره ای به ( حال ) هیچ کسی  قدرت نیست . و در چنین روزی فرمان ؛ فرمان الله ( سبحانه و تعالی ) است .

و از تو امان می خواهم روزی را که مرد از برادرش و مادرش و پدرش و همسرش و فرزندانش می گریزد ؛

( در آن روز ) هرکس را مقامی است و به خود مشغول است .

و از تو امان می خواهم روزی را که گناهکار دوست می دارد که کاش برای رهائی از عذاب چنین روزی فرزندانش ؛ همسرش و برادرش و خویشاوندانش که اورا پناه می دادند عوض می داد .  و ( حتی ) هرکس که روی زمین است همگی را فدیه می داد تا نجات یابد .

هرگز ؛ زیرا  ؛ آن آتش دوزخ چنان شعله ور است که تمام سر و صورت و اندامش را بسوزاند .

 

دعای روز عرفه  حضرت امام حسین ابن علی (ع) را که حاجیان در روز عرفه در صحرای عرفات زمزمه میکنند بیشترمان شنیده یا خوانده ایم .

 

فرازهائی از آن نیایش بزرگ روز عرفه را به عنوان نمونه چگونگی خوف فرزند رسول الله (ص)

که از بشارت یافتگان سروری جوانان اهل بهشت است ؛ ذکر می کنیم :

اللهم اکشف کربتی و استرعورتی . بار الها ؛ گرفتاریم را بر طرف فرما . و عیبم را بپوشان .

و اغفرلی خطیئتی . و خطایم را بیامرز .

و اخسا شیطانی و فک رهانی . و شیطانم را دور کن و مرا از او رهائی بخش .

و اجعل لی یا الهی الدرجة العلیا فی الاخرة و الاولی . و ای خدای من برایم در دنیا و آخرت درجه ی بلند و والا مقرر فرما .

الهی فلا تحلل علی غضبک. الهی ؛ بر من خشم مگیر .

فا ن لم تکن غضبت علی ؛ فلا ابالی  سبحانک . که اگر خشمت بر من نباشد پس ترس و پروائی ندارم زیرا که تو منزهی .

و لولا رحمتک لکنت من الهالکین . و اگر رحمت تو بر من نباشد به یقین از هلاک شدگانم .

و لولا سترک ایای لکنت من المفضوحین . و اگر پرده پوشی تو نبود من از رسواشدگان بودم .

یا الهی المعترف بذنوبی فاغفرها لی . الهی من به گناهانم اعتراف می کنم پس آنها را برایم بیامرز

انا الذی اسات ؛ انا الذی اخطات . منم که بد کرده ام و منم که خطا کرده ام .

و این چند جمله ؛ قطره ای از دریای نیایش مولایمان حسین ابن علی (ع) در روز عرفه است .

 

روایتی است : که حضرت امام حسین (ع) در روز عرفه در صحرای عرفات با خواندن این دعا در حال سجده ؛ آن قدر می گریست که ریگهای سجده گاهش خیس می شد .

 

اما از حضرت فاطمة الزهراء (س) حدیثی است که آن را از زبان یکی از امامان جمعه شنیدم : که خادمه ی آن حضرت بیشتر مواقع آن حضرت را در حال نماز می دید که در حال نماز می لرزید وبعد از خاتمه نماز  نشسته و به شدت می گریست ، بالاخره یک روز از آن حضرت می پرسد :

که بانویم را چه شده است که این چنین درحال نماز دگرگون می شود ؟

حضرت فاطمه (س) می فرماید از تنهائی روز جزا و از خوف خداوند تعالی گریه می کنم !

خادمه  به او می گوید بانوی من شما که پدرتان خاتم پیامبران است ؛ مادرتان اولین کسی است که به اسلام ایمان آورد ؛ شوهرتان وصی پیامبرخداوند است ؛ و مادر دو سرور  جوانان اهل بهشتید !!!!

حضرت فاطمه (س) می فرماید :

مگر آیات ( 33 تا 37 )  سوره عبس را نخوانده ای ؟

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

فاذا جاء ت الصاخة . یوم یفر المرء من اخیه . و امه و ابیه . و صاحبته و بنیه . لکل امری منهم یومئذ شان یغنیه . صدق الله العلی العظیم

 

ترجمه : پس چون آن بانگ هول انگیز ( قیامت ) بیاید . روزی که آدمی از برادر خود می گریزد .

و از مادر و پدر خویش . و از همسر و فرزندانش . در آن روز هرکسی از آنان در کاری است که او را به خود مشغول می دارد .

 

(آری آن روز هول انگیز یوم الفصل و روز جدائی است هم روز جدائی حق از باطل و هم روز جدائی خویشاوندان ؛ تنها ی تنها در برابر جمال تابناک حق و دادگاه عدل الهی . )

 

همه ی امامان دوازدهگانه ی ما ؛ با  راز ونیازها و نیایشهای عاجزانه ی خود توجه ما را  به عالم پس از مرگ و عواقبی که در انتظار ما هستند ؛ معطوف داشته اند .

حضرت امام علی ابن الحسین ( زین العابدین ) در فرازهائی از دعای سی و یکم صحیفه ی سجادیه به درگاه پروردگار این چنین به دعا و نیایش می پردازد :

اللهم بار الها ؛

یا من لا یصفه نعت الواصفین . ای کسی که توصیف وصف کنندگان به کنه ذاتش نرسد ،

و یا من لا یجاوزه رجاء الراجین . و ای آنکه امید امیدواران از مقامش نگذرد .

و یا من لا یضیع لدیه اجر المحسنین .و ای کسی که پاداش نیکوکاران در پیشگاهش ضایع نشود.

و یا من هو منتهی خوف العابدین . و ای آن که اهل عبادت و طاعت پیشگان از قهرت در خوف و هراسند .

و یا من هو غایة خشیة المتقین . و ای نهایت وحشت و خشیت پرهیزگاران ؛

هذا مقام من تداولته ایدی الذنوب . این جای کسی است که دست گناهان مهار اختیارش را به هر

سوی می کشد.

و قادته ازمة الخطایا ؛ وخطاها او را ملعبه ( دست خود) قرار داده است .

و استحوذ علیه الشیطان ؛ و شیطان بر او تسلط یافته است .

فقصرعما امرت به تفریطا ؛ و آنچه بر او دستورداده ای بیش از حد قصور ورزیده است

و تعاطی ما نهیت عنه تعزیرا ؛ و آنچه را منع کرده ای با جرئت و غرور عملی ساخته است .

اللهم  ؛ بار الها ؛

فصل علی محمد و آله ؛ پس بر محمد (ص) و آل او درود فرست ؛

و القنی بمغفرتک ؛ و با آمرزشت توجهت را به من معطوف بدار ؛

کما لقیتک باقراری . همان طوری که من با اقرار خود به تو توجه کرده ام

و ارفعنی عن مصارع الذنوب ؛ و مرا از محلهای فساد و گناه بیرون ببر ؛

کما وضعت لک نفسی . همان طوری که تو فروتنی را پیشه ساخته ای .

و استرنی بسترک ؛ مرا از زشتیهایم مستور بدار ؛

کما تاءنیتنی عن الانتقام منی . همان طوری که در کیفرم درنگ کرده ای .

 

و بایستی اقرار کنیم که این دلواپسی ها از سرچشمه ی زلال ایمان تراوش می کنند ؛ که اکثریت

مردمان از آن بی بهره یا کم بهره اند .

در قرآن حکیم ؛ سوره مبارکه واقعه زیباترین تقسیم بندی آدمیان در روز جزا را به سه گروه تشریح فرموده است :

" السابقون السابقون = ثلة من الاولین و قلیل من الاخرین "

" اصحاب الیمین = ثلة من الاولین و ثلة من الاخرین "

" اصحاب الشمال = انهم کانوا قبل ذالک مترفین . وکانوا یصرون علی الحنث العظیم "

 

پیشگامان سبقت گرفته ( در ایمان و عمل صالح ) = بسیاری از امتهای نخستین اند .

( یاران راست ) اهل سعادت که در مقامی پائین تر از سابقون اند .

( یاران چپ ) اهمانانی که در خوشگذرانی از آخرت غافل بودند و بر گناه بزرگ شرک و کفر اصرار می ورزیدند.

که این گروه شامل حال کسانی است که فارغ از ایمان به خداوند و روز جزا و عمل صالح اند

گمراهانی که یا از گروه " الضالین " هستند و یا از گروه " المکذبین الضالین " .

و وای بر حال المکذبین الضالین .